عبد المحمد آيتى
234
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
اى جان پدر كه آن جهانت خوش باد * رفتى ز برم كه جاودانت خوش باد تو ملك بقا را به فنا بگزيدى * سودى سره كردى كه روانت خوش باد اما سبب اختلافى كه ميان اتابك مظفر الدين ابو بكر و ملك مظفر الدين محمد شبانكاره افتاد آن بود كه رجالهء شبانكاره گاهگاه به سرحدات ملك اتابك مىتاختند و فساد مىكردند و هر بار كه لشكرى از فارس به قصد آنان مىرفت به قلعهء خود پناه مىجستند . اتابك پيوسته از اعمال ايشان در زحمت بود تا يكنوبت لشكرى فرستاد و فرمود كه آنان را مطيع سازد ولى چون گرفتن قلعه كارى سرسرى نبود نخلها را ببريدند و غله را در صحرا سوختند و به ديهها خرابى بسيار وارد آوردند . و بازگشتند . دولت و اقبال مظفر الدين شبانكاره هر لحظه در تزايد بود تا زمان هلاكو خان . هلاكو خان طبق ياساى چنگيزى همهء قلعهها را ويران ساخت . چون قلعههاى ماوراء النهر ، خراسان ، عراقين ، كهستان ، حلب ، شامات ، موصل ، فارس و كرمان كه به تقرير حاجت نيست . در سال 658 تكوجنه ، مير تومان را از قبيلهء جلاير - كه الكانوئين « 1 » پدر شيكتور و بوقا و آقبوقا هم از آن طايفهاند - تعيين فرمود تا قلعهء ايج ( - ايگ ) را تسخير كند و هرچه در آنجاست بغارت برد . [ 424 ] تكوجنه در غرهء صفر سال مذكور با لشكر مغول و مسلمان كه در حدود هفده هزار بودند در پاى قلعه فرود آمد و آنجا را محاصره كرد . ملك مظفر الدين كه بر استحكام قلعه و وفور ذخائر و كثرت مردان اعتماد داشت به جنگ مشغول شد تا روز سوم كه ناگاه تيرى بر چشم او آمد و از اسب فروافتاد و جان بداد . پس از قتل او مصلحت در تسليم قلعه ديدند . فرود آمدند و مطيع ايلخان شدند . تكوجنه چون شبانكاره را تسخير كرد قلعهء اسفيد را كه در جنوب قلعهء دار الامان است نيز خراب كرد . گويند هفده هزار خانه بر بالاى قلعهء دار الامان است . در شمال قلعه كوهى است كه به سلمانى مشهور است و معادن بعضى فلزات چون نقره و مرقشيشاى فضى و ذهبى و موميائى و نمك هفترنگ و فولاد در آنجا باشد و اگرچه آن نواحى از گرمسيرات است اما آبوهواى خود ايگ معتدل است و در باغهاى آن ميوههاى سردسير و گرمسير بود . بخصوص نارنج و انجير و شفتالوى آن بر ميوههاى ساير نقاط برترى دارد . تكوجنه خزانهاى را كه بود برگرفت و حكومت بر قطب الدين مبارز پسر ملك مظفر الدين مقرر
--> ( 1 ) - چ : الكنه نوئين